efatmahbaz

عفت ماهباز
وقتی گزارشگر به اوین آمد- بخش دوم و پایانی PDF Print E-mail

گالیندوپل در تهران

وقتی گزارشگر به اوین آمد- بخش دوم و پایانی

«عفت ماهباز» از زندانیان سیاسی دهه ۱۳۶۰ است. او برادر و همسرش را نیز به ترتیب در سال‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۶۷ در زندان‌های جمهوری اسلامی از دست داده است. خانم ماهباز آزادی و زندگی خود را مدیون فعالان سیاسی خارج از کشور و فشار برخی از سازمان‌های بین‌المللی می‌داند. به همین دلیل اعتقاد دارد که تعیین «گزارشگر ویژه حقوق بشر» برای ایران می‌تواند یک اتفاق مهم باشد.

این فعال حقوق بشر که هم‌اکنون ساکن انگلستان است، ضمن پرداختن به بخشی از خاطرات دوران زندان خود به بازخوانی دوره‌ای می‌پردازد که برای نخستین مرتبه، پای گزارشگران ویژه حقوق بشر در ایران باز شد. بخش نخست این یادداشت، شنبه هفته پیش در «زمانه» منتشر شده است که در این آدرس می‌تواند آن را بخوانید. 

Read more...
 
وقتی گزارشگر حقوق بشر به زندان اوین آمد ، 1 PDF Print E-mail

وقتی گزارشگر به اوین آمد

 

عفت ماهباز- بهار درد و اشک، بهار ۱۳۶۸. زمین و زمان، حتی تنها هلوی جوان حیاط زندان هم عزادار شده بود. هنوز در و دیوار‌ها، غرق ماتم و اندوه ما بود. اما این خبر که اعضای «کمیسیون حقوق بشرسازمان ملل» بعد از کشتار جمعی زندانیان سال ۱۳۶۷، قطعنامه‌ای علیه حکومت ایران تصویب کرده‌اند که به موجب آن، گزارشگر ویژه حقوق بشر به ایران اعزام می‌شود، گرما و شوری ویژه به زندگیمان بخشید. «گالیندوپل» در بهمن سال ۶۸ به ایران آمد.


در سال ۱۳۶۸ قبل از تعیین گزارشگر حقوق بشر برای ایران، در زندان‌ها‌ی کشور بر زندانیان چه گذشت که سبب شد اعضای «کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل» قطعنامه‌ای علیه حکومت ایران تصویب کنند؛ قطعنامه‌ای که به موجب آن گزارشگر ویژه‌ حقوق بشر به ایران اعزام شد. در آن زمان در زندان اوین، گزارشگر حقوق بشر با چه مسائلی رو‌به‌رو بود؟

آیا او توانست با زندانیان دیدار کند؟ آیا توانست به درد دل مادران و پدران داغدار سال ۶۷ بنشیند؟ آیا آمدن گزارشگر ویژه، به بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران کمکی رساند؟ در زیر، بخش‌هایی کوتاه از کتاب خاطراتم، «فراموشم مکن» را که سال ۲۰۰۸، توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است را با هم ورق می‌زنیم و می‌رسیم به زمانی که

Read more...
 
بهاره علوی غروب "دختر خورشید" PDF Print E-mail

 

بهاره علوی
غروب "دختر خورشید"


 

• امروز ۶ اردیبهشت ماه، خبر رسید که بهاره علوی، از فعالان جنبش زنان و همراهان کُرد کمپین یک میلیون امضا، و نویسنده وبلاگ دختر خورشید در تصادفی جان باخته است. او که در ۱۱ فروردین ماه همراه با خانواده اش در جاده سنندج تصادف کرده بود، پس از روزها بستری بودن در بیمارستان و عواقب ناشی از این تصادف بالاخره امروز درگذشت. او پیش از فوت اش مرگ پدرش را و بستری شدن مادرش را به واسطه این تصادف شاهد بود ...

ا

Read more...
 
PDF Print E-mail

مادرجان، تنها تصور کن خاوران گشوده در را!


 

• ستون به نام ازاده گان نبشته اند، محل جانباخته گانمان. مادر جان تصور کن خاوران ِ پر گل و لاله و نرگس را، بی پاسدار. افتاب گردانت را بیهوده بر جاده نینداخته ایی مادر جان، مسیر. راه پر از افتاب گردان است، نام تو نیز بر حافظه تاریخ ثبت شده. مهرت را به ایران، روا دار و تنها تصور کن! ...

يکشنبه  ۲۹ اسفند ۱٣٨۹ -  ۲۰ مارس ۲۰۱۱

 

مادر جان تنها تصور کن. پار و پیرار و دیروز و امروز را، راه افسریه به خاوران بسته نبود و نظامیان از گورستان ارامنه تا گورستان خاوران نایستاده بودند تا راه را بر تو ببندند که نتوانی به آن خاک خالی پای نهی و ادای احترام کنی به عزیز دلبندت و یا جگرگوشه گانت، فرزندانی که ندیده سر در خاکش کردند.
تنها تصور کن انها دیگر بیش از این نمی خواهند بر اشک ماتم شما مهربانان بنگرند، اگرچه بر گمان مان هم نمی رود این روا، بر ان ناروایان که برخاک هم قفل و زنجیر بسته اند.
تنها تصور کن، مادرجان، تنها تصور کن. در خاوران به رویت باز بود مادران، همسران، دختران و پسران جان باخته گان ۱٣۶۰ تا ۶۷, و ٨۹/ ٨٨ و اکنون و امروز را، انهایی که در راه ازادی کشته شدند. بال به بال، فراغ بال از خطر دستگیری، در ارامشی شگرف کنارهم ایستاده اند تا به عزیزان ازادی، ادای احترام کنند. مادر جان، تنها تصور کن. سهیلایت، پروین و ویدایت، شیدا وشیرین و سعیده و فردینت روی سنگ قبرهایشان گل ها چنان پرشده که تاریخ مرگشان دیده نمی شود.
تنها تصور کن قبل از اینکه به آخر راه برسی همچون مادر سهیلا و مادر محسنی، مادر حکمت جو و مادر ریاحی، مادر صدیقی، مادر نوروزی و مادرانی که سر در خاک کرده اند بی انکه به این ساده ترین خواست انسانی شان برسند، تو تصور کن دیگر این خاک پر زنام ازادی، ز تو دریغ نمی گردد. در خاوران باز است با ستونهای افراشته از نام جان باخته گان. با تاریخ کشته شدنشان.
مادرجان، تنها تصور کن. منوچهرت، فرامرزت، و حسین و حسنت، کیومرث و فریبرزت، محمدعلی و جعفر، خلیل و منصور و انوشت و شاپور و منصورت، همه ان چند هزار کشته سال ۶۷ و همه انهای دهه ۶۰، روی سنگ قبرشان نوشته شده: برای ازادی! در ۵ مرداد، در ۶ خرداد، در ده شهریور ۶۷ و ۶۰، در اوین تیربارن و در خاوران دست جمعی دفن شدند.

Read more...
 
شش پرسش از چهار کوشنده حقوق زنان PDF Print E-mail

جنبش زنان در ایران

نسرین الماسی از هایده مغیثی ، عفت ماهباز ، شهرزاد مجاب ، لیلی پورزند می پرسد:

شش پرسش از چهار کوشنده حقوق زنان

درست در لحظه ای که تصور می شد دنیا به خواب رفته است و هر تغییر و تحولی را فقط باید در خواب ها و رویاها جست، درست در لحظه ای که می رفت تا کسالت و رخوت انرژی و توان نسل جوان و پر شور را به یغما ببرد، درست در لحظه ای که مبارزات پیگیر  و بی امان زنان در منطقه داشت در زیر فشار فرهنگ دیکتاتوری کم توان، زیرزمینی و محفلی می شد،  دنیا خمیازه ای کشید و از خواب رخوت به در آمد و حق خواه و حق طلب در برابر دیکتاتوری های ریز و درشت قد علم کرد. دنیا بیدار شده است تا به هر چه فرهنگ دیکتاتوری است نه بگوید و با نه بزرگ خود  دست یاری دهد به  تمام کسانی که برای دوام دیکتاتوری لازم بوده است حقوقشان سرکوب شود. در این بین نقش زنان منطقه بخصوص در ایران بسیار سرنوشت ساز و موثر بوده است. آنان با اعلام مطالبات خود سطح توقع جامعه را بالا برده اند و همین مسئله باعث شده است که پایه های  حکومت ولایت فقیه که نماینده اسلام سیاسی و در قدرتند، در برابر حتی خواسته های حداقلی زنان به لرزه درآید. به همین دلیل آمران و عاملان حکومتی بی رحمانه در برابر هر گونه تشکل و تجمع زنان  در طول این سی و اندی سال صف آرایی کرده اند و تا سر حد جنون به سرکوب زنانی پرداخته اند که تنها می گویند من انسانم. اما این سرکوب ها  باعث نشده است که راه مبارزات زنان کاملا سد شود چرا که مطالباتشان طبیعی تر و حداقل تر  از آن چیزی ست که بشود آن ها را به بوته فراموشی سپرد. مطالبتشان چون طلب هوا است و آب برای زیستن. برای همین خواسته هایشان همچون آب روان جاری شده است در سطح هر کوچه و برزن و خیابانی و هیچ سد و بندی دیگر قادر نیست آنها را مهار کند.

Read more...
 


JPAGE_CURRENT_OF_TOTAL

مطلب دیگر