efatmahbaz

اجرای "قوانین شریعت اسلامی" در بریتانیا به نفع زنان اسلام گرا نیست PDF Print E-mail
Article Index
اجرای "قوانین شریعت اسلامی" در بریتانیا به نفع زنان اسلام گرا نیست
Page 2
Page 3
Page 4
All Pages

اجرای قوانین اسلامی در کشور انگلستان مغایر قوانین مدنی این کشور است. برای حل مسائل مدنی، قوانین باید لائیک و براساس ارزش های انسانی و جهانی که حاصل مبارزات مردم دنیا است، باشد ...
آدينه
۲۶ بهمن ۱٣٨۶ - ۱۵ فوريه ۲۰۰٨

در چند روز گذشته بحث شریعه اسلامی و ظاهرا تطبیق برخی از مفاد ان در نظام قضائی بریتانیا برای ساکنین مسلمان این کشور، بر سر اظهارات اسقف اعظم کانتربری در بریتانیا بالا گرفته، موجی ازخشم و اعتراضات مردم و مقامات دولتی و کلیسایی را در پی داشت تا جایی که برخی از شخصیت های کلیسای انگلستان خواستار استعفای او شدند.
دکتر*روان ویلیامز، اسقف اعظم کانتربری و رهبر کلیسای انگلستان در مصاحبه با بی بی سی گفته است که منظور کردن برخی قوانین اسلامی در نظام قضائی بریتانیا چاره ناپذیر است اگر بریتانیا بخواهد یکپارچگی اجتماعی خود را حفظ کند، جوامع مسلمان باید بتوانند برای مسائلی مانند ازدواج و مشاجرات مالی به مراجع قانونی اسلامی نیز دسترسی داشته باشند. معتقد است که قوانین اسلامی باید رسما در نظام قضائی بریتانیا به کار گرفته شود. رهبر کلیسای انگلستان می گوید مسلمانان بریتانیا، مانند برخی موارد که توسط یهودیان این کشور صورت گرفته است، باید حق انتخاب داشته باشند که مسائل خود را در مرجعی دینی حل کنند. مسلمانان بریتانیا از گذشته برای رسیدگی به مسائل مالی، ارث و ازدواج به دادگاه های اسلامی مراجعه کرده. دکتر ویلیامز هشدار می دهد که اگر قوانین اسلامی در بریتانیا به رسمیت شناخته نشود این خطر وجود دارد که مسلمانان، که نمی دانند به قوانین لائیک وفادار باشند یا قوانین دینشان، احساس بیگانگی با جامعه بریتانیا خواهند کرد و حتی قانون را زیر پا خواهند گذاشت.
ایا اصولا جنین قوانینی می توانند در سیستم قضایی کشورهایی نظیر انگلستان با توجه به تاریخچه، شرایط و اوضاع زمان و مکان آن، به اجرا در آید؟ چرا چنین بحثی در این زمان از سوی بالاترین مقام مذهبی این کشور یعنی *اسقف اعظم کانتربری دکتر ویلیامز، عنوان شده است؟ این موضوع برمی گردد به چند ماه گدشته که جهان شاهد در گرفتن بحث هایی بین کشورهای صاحب ادیان مختلف منجمله اتحادیه اروپا بود. در
۱۹ مهر ۱٣٨۶ جمعی از رهبران مسلمانان در نامه ای به رهبران مسیحیان خواستار تلاش برای تفاهم پیروان اسلام و مسیحیت شده اند. این نامه به امضای بیش از یکصد و سی تن از محققان و روحانیون مسلمان برای پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کلیسای کاتولیک، دکتر روان ویلیامز، سراسقف کانتربری و ارشدترین مقام کلیسای انگلیکن، و رهبران سایر کلیساهای مسیحی ارسال شده است.** اتحادیه اروپا به منظور بالا بردن همزیستی بین ادیان در این قاره سال ۲۰۰٨ را سال گفتگوی بین فرهنگها نامگذاری کرد و اجلاس های گوناگونی در مکانهای مختلف در سال ۲۰۰۷ برگزار نمود از جمله: مهمترین دستاورد سفر ۹ روزه رهبران ادیان توحیدی مسلمان، مسیحی و یهودی اسقف اعظم کانتربری دکتر ویلیامز ویلیامز، رهبر کلیسای انگلستان از جمله به شهر قدس، رم و واتیکان مبارزه متحدانه با فقر و گرسنگی بیماری و خشونت اعلام شده است. طبیعتا به دنبال این اجلاس ها و در پی رسیدگی به موضوع مورد بحث اتحادیه اروپا، گفتگوی بین فرهنگها است که دکتر روان ویلیامز، اسقف اعظم کانتربری و رهبر کلیسای انگلستان برای نشان دادن حسن نیت کلیسای بریتانیا با توجه به انبوه مسلمان در این کشور، با عجله و شتابزده خواستار تطبیق برخی از قوانین شریعه در قوانین قضایی انگلیس شده اند.
اسقف اعظم کانتربری در اظهارات خود مسله ارث و ازدواح و مسائل مالی را عمده کرده اند. اما ایشان حتی اگر براساس ننایج سفر
۹ روزه شان، عمل می کردند، نمی بایست اجرای همین موضوعات عنوان شده "ارث و ازدواح و مسائل مالی"، به شیوه قوانین شریعه، را عنوان می کردند با خشونت زدایی که مهمترین محور دستاورد سفر ۹ روزه شان مبارزه متحدانه با فقر و گرسنگی بیماری و خشونت اعلام شده، مغایرت دارد. اگرچه ایشان باید مطلع باشند که قوانین شرعی اساسا قوانین نابرابر است و این برخلاف قانون موقعیت های برابر با همه در انگلیس است.
اقای اسقف اعظم دکتر ویلیامز آیا می دانید چرا مطابقت دادن "قوانین شریعت اسلامی" به نفع زنان اسلام گرا نیست و بی شک حامیان اجرای آن زنان آگاه مسلمان نیستد. کمتر زن آگاه به قوانین شریعه در شرایط حاضر انهم در این کشور مدافع اجرای آن می باشد. اما همانگونه که در این روزها شاهد بودید و نامه ها و امیل های فراوانی هم از انها دریافت نمودید، اکثر مردان اسلامی مصرانه خواستار اجرای شریعه در همه جای دنیا هستند. می دانید چرا؟
اقای اسقف کدام زن آگاهی می پذیرد که در عمل و در قانون نابرابر باشد؟ کدام زن و کدام مادر می پذیرد که دختر بچه اش را در نه سالگی به عقد مرد هفتاد ساله درآورند. کدام زن و مادر می پذیرد که کودکانش بعد از مرگ ویا طلاق همسر، فرزندانش به پدر و یا جد و بستگان پدر تعلق گیرد و در صورت ازدواج مجدد که حق طبیعی هر زنی است، و او از دیدنشان برای همیشه محروم گردد؟ کدام زن می پذیرد که حتی بعد از مرگ همسر هم حق سرپرستی فرزند و یا فرزندانش را نداشته باشد؟
اقای سقف کدام زن آگاه با رضایت می پذیرد که همسرش هروقت دلش خواست او را طلاق دهد و به راحتی زن دیگری را به عقد خود در اورد و یا اینکه کدام زن به دلخواه انتخاب می کند که در کنار خود، در یک خانه با سه زن دیگر به نام هوو زندگی کند؟ کدام زن راضی و خشنود است که همسرش با وجود داشتن چهار زن عقدی رسمی، باز هر لحظه که اراده کند بتواند با خواندن آیه ایی از قران زنی را به نام "صیغه" در اختیار خود داشته باشد و حتی به خانه آورد؟! کدام زن می پذیرد که چنانچه در چنین شرایط نابرابری در زندگی زناشویی خطایی مرتکب شد و یا به دیگری عاشق شد، به نام "زنا" به وحشیانه ترین شیوه فرون وسطائی "سنگسار" به زندگیش پایان دهند؟
اقای سقف کدام زن اگاهی راضی است در حالیکه عمری در کنار همسرش زحمت کشیده پس از مرگ او تنها یک هشتم اموال منقول یا «اموال هوایی»،- نه پول و ثروت نقدی- همسر به او تعلق می گیرد و اگر این مرد
۴ زن داشته باشد همین یک هشتم بین ۴ زن تقسیم شود؟ کدام زن آگاهی راضی است از اموال پدر یا مادر بعد از مرگشان نصف برادر به او ارث رسد. کدام زن می پذیرد ارزش اودر دیه ودر شهادت نصف ارزش مرد باشد!
اقای اسقف اعظم کانتربری، داستان سرائی نمی کنم و اینها مسائل بافته ذهنم نیستد، مشکلاتی که برشمردم متاسفانه مسایلی است که روزانه میلیون ها زن در کشورهای مختلف اسلامی با آن دست و پنجه نرم می کنند و به اجبار با آن کنار می آیند. قوانین شریعه اسلامی- مربوط به بخش خانواده- همان قوانینی که این روزها در رسانه ها توسط مردان متفاوت که معمولا شیخ ها و حجت الاسلام ها از کشورهای اسلامی، و منجمله شما، از در دفاع و تبلیغش برآمده اید، تثبیت نابرابری زن و مرد در جهان است. در قوانین شریعه نابرابری زن و مرد رسمیت یافته، خدایی تلقی شده است در حالیکه در کشورهای مختلف حتی در یک کشوراسلامی، تفاسیر متفاوت از شریعت وجود دارد. اجرای چنین قوانینی در کشور انگلستان مغایر قوانین مدنی این کشور است. برای حل مسائل مدنی، قوانین باید لائیک و براساس ارزش های انسانی و جهانی که حاصل مبارزات مردم دنیا است، باشد.

اقای اسقف اعظم کانتربری دکتر ویلیامز، آیا شما از مشکلاتی که در این زمینه برای زنان ایجاد می شود آگاهید و با این وجود معتقدید که "مسلمانان در مسائلی مانند ارث و ازدواج و مشاجرات مالی به مراجع قانونی اسلامی نیز دسترسی داشته باشند و قوانین اسلامی باید رسما در نظام قضائی بریتانیا به کار گرفته شود" آیا اجرای این احکام در هر کجای دنیا اجازه رسمی دادن به اعمال خشونت علیه زنان و توهین به مردان نیست؟ یا اینکه شما این کار را رواداری یا (تولرنس) می نامید! اما اینهم احتمال دارد که این موضوع را طرح نموده اید تا به مردم، عقب ماندگی دنیای اسلام و ترقی خواهی مسیحیت را نشان دهید. اما آقای اسقف شما تاریخ ادیان را حتما بهتر از من می دانید. در روز گاری نه چندان دور، دو قرن بیش از این (اواخر قرن
۱۴ اوایل قرن ۱٨)، در دوره انگیزاسیون، کلیساهای دنیا هزاران هزار زن را به جرم داشتن آگاهی در زمینه های مختلف، از جمله سواد خواندن و نوشتن، مامایی کردن؛ داروسازی و درمان گری و... به نام جادوگر، (HEXE) ابتدا شکنجه سپس زنده زنده در آتش سوزانده شدند*** . اما آنچه سبب تغییر سیمای زندگی زنان و مردان جهان شد سکولاریسم و جدایی کلیسا از امور داخلی زندگی مردم و برقراری قوانین لائیک بود، یعنی جدایی دین از دولت و امور دنیایی، آنچه که امروز زنان کشور ما چه اسلامی و چه غیراسلامی، در جستجوی ان و خواستار برپایی چنیین حکومتی هستند. مطمئا روزی موفق خواهند شد.


 

مطلب دیگر