efatmahbaz

آقای لاریجانی رئیس قوه قضائیه، اعدام را بس کنید PDF Print E-mail

آقای لاریجانی رئیس قوه قضائیه، اعدام را بس کنید
با اعدام زینب جلالیان
خلاف حکم ایت الله خمینی عمل می کنید

به زینب جلالیان وعده اعدام داده اید، به سکینه محمدی وعده سنکسار و محمدرضا حدادی نوجوان را وعده مرگ. چگونه شب اسوده سر به بالین می گذارید؟ و چگونه با ارامش به همه دنیا می گوئید در ایران نقض حقوق بشر وجود ندارد! ...

اقای لاریجانی حتما آگاه هستید که با اعدام شیرین علم هولی و زن زندانی سیاسی دیگری در زندان رشت، شما خلاف فرمان ایت الله خمینی عمل نموده اید. آیا برای مردم ایران به عنوان رئیس قوه قضائیه می توانید توصیح دهید چرا فرمان ایت الله خمینی را نقض نموده اید؟


حتما مطلع شده اید که از اواخر سال
۱٣۶٣، اعدام زندانیان سیاسی زن، در زندان های سراسرکشور قطع شد. در ان زمان ایت الله منتظری به نزد ایت اللله خمینی می روند. ایشان با استدلال و دلیل و اوردن ایاتی از قران می گویند اعدام زنان زندانی سیاسی باید متوقف شود و توضیح می دهند، چرا اعدام زنان ملحد و محارب، زنان چپ و زنان مسلمان خلاف رافت اسلامی و خلاف ایات قرانی است. ایت خمینی ان دلایل را می پذیرد و دستور لغو حکم اعدام زنان را صادر می کند. از ان تاریخ تا سال ۱٣۶۷ اعدام زنان زندانی سیاسی صورت نگرفت. اعدام های زنان مجاهد در سال ۶۷ و همچنین اعدام فاطمه مدرسی تهرانی در سال ۱٣۶٨ بنا به اعلام ایت الله موسوی اردبیلی با حکم ویژه اقای خمینی بوده است.


حکم اعدام نکردن زنان سیاسی در آن زمان خوشایند برخی از مسئولین زندان نبود، اما به اجرا در می امد تا سال
۱٣۶۷ به بهانه حمله مجاهدین به غرب کشور در ۴ مرداد ماه سال ۱٣۶۷. در اولین جمعه مردادماه، در نماز جمعه ایت الله موسوی اردبیلی از تریبون اعلام می کند که برای اعدام زنان مجاهد حکم ویژه امام صادر شده است. از بند ۲۵۰ نفره سالن سه اموزشگاه بند زنان، از ۴۰ هوادار مجاهدین که در بند ما بودند ٣۹ نفرشان را در طی چند روز در مرداد ماه اعدام کردند، این افراد از کسانی بودند که اکثرا در سال ۱٣۶۰ و ۶۱ دستگیر و بارها شکنجه شده بودند و حکم زندان داشتند و برخی هم حکم ازادی داشتند. از بین زندانیان چپ فاطمه مدرسی تهرانی (فردین)، را که از رهبران حزب توده بود و حاضر به دادن انزجارنامه از حزبش نشد هم با حکم ویژه در ۶ فروردین ۱٣۶٨ اعدام نمودند.


از
۱٣۶۷ تا ۱٣٨۹ زندانیان زن سیاسی اعدام نشدند.- اگرچه ممکن است در جاهایی مخفیانه اعدام صورت گرفته باشد- اما با اعدام شیرین علم هولی شما رسما اغاز به اعدام زنان نمودید و حکم آقای خمینی را شکستید. بلافاصله بعد از اعدام شیرین، زندانی زن سیاسی دیگری در رشت را (اسمش اعلام نشده است)، اعدام کردند.
اکنون زینب دختر
۲۷ ساله اهل ماکو منتظر فرمان اعدام شماست. ایا سزاست او را اعدام کنید؟ دختری که در معرفی خود می گوید "اسم من زینب جلالیان است و من دختر ۲۷ ساله‌ ی کورد زندانی سیاسی ایران هستم. حکم اعدام من از طرف شورای عالی دادگاه‌ انقلاب اسلامی تایید شده‌ است، من بخاطر شکنجه‌ی زیاد در حال حاضر مریض، و هیچ وکیلی ندارم که‌ از من دفاع کند محاکمه‌ی من فقط چند دقیقه‌ طول کشید و ان هم این بود که‌ دادگاه‌ به‌ من گفت تو دشمن خدا هستی و باید اعدام شوی. من از حاکم خواستم که‌ پیش از اعدامم به‌ من اجازه‌ بدهد برای اخرین بار صدای مادرم و فامیلم را بشنوم حاکم از من خواست که‌ دهنم را ببندم و در خواست مرا رد کرد".
پدر زینب می گوید: "امروز زنگ زد که در
۲۰۹ زندان اوین است و حکم اعدام دارد و هنوز معلوم نیست چی به سرش خواهد آمد. پرونده اش هم معلوم نیست کجاست. گفت از طریق دکتر شریف پرونده اش را پی گیری کنیم. می پرسید پی گیریها به کجا رسید". "به خدا نگران هستیم. شب و روز نداریم. آخر زینب چکار کرده که او را اعدام کنند؟ قاتل است؟ اسلحه داشته؟ اسلحه کشیده؟ جنگ کرده؟ به خدا کاری نکرده که به او اعدام داده اند. وقتی او را گرفتند دست خالی بوده؛ توی مینی بوس او را گرفته اند. او را برده بودند عراق. پشیمان که شده بود فرار کرده بود. میخواست برگردد به خانه و زندگی اش را بکند. الان ده سال است که این دو دختر رفتند و جز ناراحتی و بدبختی چیزی برای ما نبوده. مادر زینب به شدت مریض است. ۷۰ سال دارد من هم ۶۱ سال دارم. پیر شده ایم دیگر، تنها مانده ایم. هیچ کس نیست به دادمان برسد. من فقط میخواهم زینب را نکشند، بگذارند زنده بماند. بیاید خانه پیش من و مادرش و ...".
چرا آغاز به اعدام زنان نموده اید؟ به چه جرمی زینب را اعدام می کنید و همفکران شما می پرسند چرا حکم آقای خمینی را نقض کردید؟ پدر و مادرها از شما می پرسند چرا می کشید؟ چرا به اعدام پایان نمی دهید؟


با امدنتان بر سر قوه قضائیه پیام دادید که قصد تغییر سیستم قضایی را دارید. ایا منظورتان از تغییر، نقض حکم آقای خمینی و آغاز اعدام زنان سیاسی در زندان بود؟ مردم می پرسند جرم شیرین علم هولی چه بود و امروز جرم زینب چیست ایا زهرچشم گرفتن از مردم سرزمین ماست؟ آیا اورا وسیله ایی برای زهر چشم گرفتن از مردم قرار داده اید؟ آیا دامن زدن به خشونت با این شیوه غیرانسانی جز دامن زدن به خشم و خشونت بیشتر مردم نیست؟ ایا با اعدام تاکنون توانستند جلوی فجایع را بگیرند؟ ایا ده ماه جنبش سبز مردم به شما درس عبرتی نداد که با سرکوب و کشتار به نتیجه ایی نخواهید رسید.


اقای لاریچانی شما که در ژنو در دفتر سازمان ملل اعلام می کنید در ایران نقض حقوق بشر نداریم، پس اعدام شیرین علم هولی، اعدام زنی در شهر رشت و اکنون اعدام زینب جلالیان معنایش چیست؟ شما حتی قانون حکم خمینی را نقض کردید.
شما باعدام زینب تنها زینب را نمی کشید، مادر هفتاد ساله پیرش و پدرش را هم اعدام می کنید. زندگی شان را نابود می کنید همانطور که زندگی مادر فرزاد و همسرش را نابود کردید. ایا هراستان از پدر و مادر پیر زینب و شیرین و فرزاد است یا از مردم کردستان و مردم ایران؟ آبا اغاز کردن این شیوه ها ایا نشانتان هراستان از مردم نیست؟
به زینب جلالیان وعده اعدام داده اید، به سکینه محمدی وعده سنکسار و محمدرضا حدادی نوجوان را وعده مرگ. چگونه شب اسوده سر به بالین می گذارید؟ و چگونه با ارامش به همه دنیا می گوئید در ایران نقض حقوق بشر وجود ندارد!
گیرم زینب را، گیرم شیرین را و پروانه و سهراب و کیانوش و امیر را جان ستانید آیا همه مردم ایران، کردستان و بلوچستان را می توانید اعدام و سنگسار کنید؟
اعدام را بس کنید.


عفت ماهباز - تیر ماه 1389 لندن


زیر نویس


۱- با استناد به کتاب خاطرات ایت الله منتظری


۲- حمله مجاهدین به غرب کشور در سال ۶۷. مجاهدین نامش را "فروغ جاودان"، گفتند و حکومتیان "مرصاد"،
اواخر سال
۱٣۶۴ و اوایل سال ۱٣۶۵ آیت الله منتظری بر اساس آیات قرآن، از آیت الله خمینی می خواهد که زنان را اعدام نکند. طبق این دستور زنان زندانی را از سال ۱٣۶۴ تا تابستان ۱٣۶۷ اعدام نکردند. سال ۱٣۶۷ با حکم ویژه آیت اله خمینی، زنان مجاهد و از زندانیان چپ زن، فاطمه مدرسی تهرانی (فردین) عضو مشاور کمیته مرکزی حزب توده ایران را در تاریخ فروردین ماه سال ۱٣۶٨ اعدام کردند.
اعدام های زنان: از سال
۱٣۶۰ تا سال ۶٣ غروب و یا صبح زود و روز یکشنبه یا چهارشنبه و دوشنبه یا سه شنبه ۵ شنبه به جز جمعه زندانیان شاهد ان بودند که زنان زندانی از( ۱۴ ساله تا ۷۰ ساله) اکثریتشان زنان بسیار جوان شامل می شد.در پشت بلند گو اتاق های بند نامشان می خواندند. آنها را می رفتند. رفتنی بی بازگشت اعدام می نمودند بنا به شواهد مختلف، در بین این اعدامیان، چند زن حامله هم وجود داشت.. .
اعدام زندانیان سیاسی در تابستان
۱٣۶۷:واقعه‌ای بود که طی آن عده بسیاری از زندانیان سیاسی در زندان‌های جمهوری اسلامی در ایران در ماه‌های مرداد و شهریور ١٣۶٧ اعدام شدند. به طور کلی جرم زندانیان همکاری با سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی سازمان مجاهدین خلق همچنین طیف‌های مختلف گروه‌های چپ و بودتعداد قربانیان این واقعه نزد مراجع مختلف متفاوت است. بیشتر اعدام‌شدگان زندان‌های تهران در واقعهٔ تابستان ۶۷ در گورهای دسته‌جمعی گورستان خاوران به خاک سپرده‌شدند


شیرین علم هولی دختر
۲٨ ساله کرد به حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شد. شیرین متولد روستای دیم قشلاق در حوالی ماکوست. او در اردیبهشت ۱٣٨۷ توسط سپاه پاسداران در تهران دستگیر شد و ۲۵ روز اول بازداشت خود را در مکانی نامعلوم و تحت شکنجه شدید جسمی و روانی گذراند. پس از آن، به بند ۲۰۹ زندان اوین تحویل داده شد و پس از تحمل ۲ ماه حبس به بند نسوان این زندان منتقل گردید. شیرین در ۲٨ آذر ماه ۱٣٨٨ به اتهام خروج غیرقانونی از مرز به تحمل دو سال حبس تغزیری و به اتهام محاربه از طریق ارتباط با پژاک، به اعدام محکوم ششیرین علم هولی روز ۱۹ اردیبهشت به همراه فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان اعدام شد. این اعدام بهدون اطلاع به خانواده و وکلای آنها بوده است.

سکینه محمدی آشتیانی زن
۴۲ ساله و مادر دو فرزند شوند. سکینه محمدی به اتهام زنا محکوم به اعدام شده و با سنگسار روبروست سکینه محمدی آشتیانی از سال ۱۳۸۴ در زندان تبریز روز و شب را به سختی سپری می‌کند. او به اتهام گناه ناکرده زنای محصنه به سنگسار محکوم شده است. سکینه در تاریخ ۱۳۸۵/۲/۲۵ بر اساس حکم صادره از شعبه ۱۰۱ دادگاه جزایی اسکو (آذربایجان شرقی) تحت شماره ۱۱۴-۸۵/۲/۲۷ به اتهام داشتن رابطه نامشروع با آقایان ناصر و سید علی به تحمل نود و نه ضربه شلاق تعزیری محکوم می‌گردد.
محمدرضا حدادی نوجوان محکوم به اعدام متولد
۲۷ اسفند ۱۳۶۶ است و در زمان دستگیری ۱۵ ساله بوده است. این نوجوان در جریان پرونده رسیدگی به یک فقره سرقت منجر به قتل دستگیر شد و در تحقیقات اولیه به قتل با تسمه پروانه اعتراف کرد. وی در تاریخ ۸/۸/ ۸۲ در دادگاه، مجدداً اتهام سرقت و قتل را به عهده گرفت و به ارتکاب جرم اقرار کرد. محمدرضا چند روز پس از دادگاه و در ملاقاتی با مادرش از «عدم پرداخت موعود» به خانواده‌ مطلع می‌شود. وی طی نامه‌ای در ۱۶ آبان ۸۲ به اطلاع دادگاه می‌رساند که یکی از متهمین با وعده‌ی پرداخت پول از وی خواسته با توجه به صغر سن ارتکاب قتل را بر عهده بگیرد. وی «فریب متهم دیگر را خورده و در ارتکاب فعل هیچ نقشی نداشته است.

 

مطلب را بفرستید: Share/Bookmark

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

مطلب دیگر